انواع داستانها... خوش آمدی...لطفا نظر... |
|||||||||||||||||
دو شنبه 21 / 10 / 1392برچسب:, :: 1:15 بعد از ظهر :: نويسنده : مهدی رضایی
روزگاری در اولیـن صبح عروسی ، زن و شوهـری توافق میکنند که در را بر روی هیچـکس باز نکنـند . انداختند اما چون از قبل توافـق کرده بودند ، هیچکدام در را باز نکـردند.
را به رویشان باز نکنـم . شوهر مخالفـتی نکرد و در را به رویشان باز کرد . دختر بود . مفصلی به راه انداخت . مردم متعـجبانه از او پرسیدند : علتِ اینـــهمه شادی و مهمانی دادن چیست ؟ همه این شادی و مهمـانی را برای تولدِ پسرهایـشان به راه میاندازنـد ...
کـــرد. نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان
|
|||||||||||||||||
![]() |